فکر کنم تیتر این پست به اندازه ی کافی عجیب و غریب هست و البته دوست داشتم فقط تا علامت تعجب اول باشه ولی چون باعث می شه بعضی ها ازش بگذرن یا منظور رو نگیرند بقیه اش رو هم اضافه کردم. ^_^ اما ماجرا از چه قرار هست؟
یک روز دو تاگیک گرسنه به اسم های Adam Cecchetti و Bre نشسته بودن کنار هم دیگه و مشغول تماشای کمیک های گیکی XKCD بودن تا میرسند به این کمیک (تصویر زیر):
برای اونهایی که ممکنه متوجه نشن موضوع از چه قرار هست یک توضیح کوچیک میدم، کسی که روی صندلی نشسته به طرف مقابلش میگه: “برای من یه ساندویچ درست کن”. طرف مقابل یا ایستاده در تصویر هم میگه: “چی؟ خودت برو درست کن.” قسمت بامزه ی ماجرا از اینجاست، اما قبلش یک توضیح: Sudo یک دستور هست که در کامپیوتر های تحت سیستم عامل لینوکس یا خودمونی ترش لینوکس بیس به شما اجازه ی اجرای اپلیکیشن ها را با سطح دسترسی کاربر روت میده (البته این یه تعریفه خیلی نصفه و نیمه است و ممکنه ایراد داشته باشه ولی به هر حال یه همچین دستوریه!). حالا برگردیم به کمیکمون، اون بابایی که نشسته روی مبل در ادامه وقتی میبینه درخواستش اجابت نشد، میگه: “Sudo Make Me A Sandwich” یا به عبارت دیگه درخواستش رو به حالت یک دستور به طرف مقابل میگه و اینبار طرف مقابل چون پیغام دستوری بوده اطاعت میکنه و میگه: چشم. ^_^
دو تا گیک ما به محض دیدن این کمیک که همراه بوده با احساس گرسنگی مضاعف یک چراغ بالا سرشون روشن میشه و میگن چه خوب میشه این ایده عملی بشه! یعنی توی یک پنجره ی ترمینال وارد کنیم Sudo make me a sandwich و یک ساندویچ داغ و خوشمزه تحویل بگیریم! (:
حالا توی این ویدئو کوتاه می تونید ببینید که با مقداری خلاقیت، اطلاعات فنی و از همه مهم تر امکانات(!) آقایون موفق شدن رباتی بسازن و به کامپیوتر متصلش کنن که به محض تایپ دستوری که بالا راجع بهش صحبتی کردیم ربات فعال میشه و دو تا تیکه ی نون رو در حالی که یه ورقه پنیر بینشون هست رو میده توی یک مایکروفر تا تست بشن و بعد تست شدن ساندویچ داغ آماده ی خوردن تحویل صادر کننده ی دستور میشه. مراحل ساخت روبات رو اینجا می تونید به صورت تصویری ببینید و اطلاعات بیشتر رو هم اینجا بخونید و البته این ربات هنوز جای توسعه داره چون ساندویچی که تحویل میده یه خورده مخلفاتش کمه!
با این حساب اگه دفعه ی بعدی من توییت کردم “کاش میشد بخاری رو با یه خط دستور روشن کرد من الان مجبور نبودم از جام بلند شم!!!!” امیدوارم عده ی کمتری من رو متهم به تنبلی یا از اون بدتر مسخره کنند! همیشه یه راهی هست ^_^.
مارس 4, 2009 در 3:01 ق.ظ.
آدم عجب چيزايي مي شنوه
مارس 4, 2009 در 3:37 ب.ظ.
ای ول
مارس 4, 2009 در 7:36 ب.ظ.
اين پست فوق العاده بود ! هميشه از اين پست هاي خلاقانه بزار !
فيدت كردم…………….
مارس 4, 2009 در 9:45 ب.ظ.
حالا دو ساعت….
من بودم مي امدم پنير رو آب مي كردم بعد با خامه مخلوط مي كردم تا مايع بمونه بعد مي ريختمش تو يك سرنگ و بعد اون رو از بالا روي نون مي ريختم.اسمش مي ذاشتم :Bisud برام يه ساندويچ درست كن….لوول..ولي جالب بود،من واقعاً عاشق اينجور آدم ها و اختراعاتم.
مارس 4, 2009 در 11:59 ب.ظ.
سلام .جالب بود یاد بچگی هام افتادم از این ایده ها زیاد به فکرم میرسید ولی وقتی می خواستم عملیش کنم یا امکانات نبود یا ان موقع سطح دانایی من کم بود و نمی دانستم چطور باید این کار را بصورت دستور نرم افزاری تعریف کرد…
البته هنوزهم نا امید نشدم ولی وقت نمیکنم ….:)
ممنون از مطلب جالبتون
مارس 5, 2009 در 8:59 ق.ظ.
جالبه.دنیا داره به چه سمتی میره!